۲۵ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۵

این شهرها برای انسان‌ها نیستند! نگاهی انتقادی به سیاست‌های بازآفرینی

این شهرها برای انسان‌ها نیستند! نگاهی انتقادی به سیاست‌های بازآفرینی

اصفهان- صاحب نظران حوزه شهرسازی و معماری می‌گویند: در شهرسازی ایران، تمرکز بر تغییر کالبد و ظاهر شهرها به جای بهبود کیفیت زندگی ساکنان، موجب شکست سیاست‌های بازآفرینی شده است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - کوروش دیباج: توسعه شهری نامنظم در ایران باعث ایجاد بافت‌های ناکارآمد، افزایش ترافیک، کاهش کیفیت محیط زیست و نابرابری فضایی شده است. بازآفرینی بافت‌های قدیمی و ناکارآمد با رویکردی پایدار و مشارکتی می‌تواند گامی اساسی در جهت ارتقای کیفیت زندگی و بهینه‌سازی فضای شهری باشد. از طرفی برنامه‌ریزی شهری در ایران با چالش‌های عمیقی در حوزه انسان‌محوری، پایداری و عدالت اجتماعی مواجه است. نظریه‌ها و عملکرد فعلی شهرسازی بیشتر بر کالبد و ظاهر تمرکز دارند و نیازهای واقعی شهروندان، به‌ویژه اقشار کم‌درآمد، نادیده گرفته می‌شود. در گزارش فوق این دو موضوع که در دو دهه اخیر تبدیل به یک ابرچالش حوطه شهرسازی کشور شده است، مورد بررسی قرار گرفته است.

این شهرها برای انسان‌ها نیستند! نگاهی انتقادی به سیاست‌های بازآفرینی

نبود نگاه واقع‌گرایانه به مسائل شهرسازی

ناصر براتی، شهرساز و دانشیار گروه شهرسازی، دانشگاه بین‌المللی سوره در گفت‌وگو با خبرنگار مهر اظهار کرد: یکی از مشکلات اصلی شهرسازی در ایران، نگاه غیر واقع‌گرایانه به مسائل شهرسازی است.

وی بیان کرد: شهرسازی در کشور به جای اینکه بر اساس نیازهای واقعی شهروندان و محیط‌های شهری شکل بگیرد، بیشتر تحت تاثیر دیدگاه‌های سطحی و غیرپیوسته قرار دارد.

به گفته وی، این مشکلات سبب شده‌اند که شهرهای ایران از نظر کارایی و راحتی برای شهروندان دچار بحران‌های جدی شوند.

نقش انسان در شهرسازی و طرح‌های توسعه شهری

وی افزود: در بسیاری از طرح‌های شهرسازی، بیش از آنکه به نیازهای انسان‌ها توجه شود، به ظاهر و کالبد شهر پرداخته می‌شود همچنین شهر باید محیطی برای ارتقای کیفیت زندگی شهروندان باشد و نه تنها مکانی برای ساختمان‌ها و خیابان‌ها.

این دانشیار گروه شهرسازی تصریح کرد: در بسیاری از شهرهای ایران، پیاده‌روها نه تنها برای پیاده‌ها مناسب نیستند، بلکه به دلیل طراحی غیرمنطقی و نامناسب، در بسیاری از موارد خطراتی برای شهروندان ایجاد می‌کنند. این مسئله نشان‌دهنده نیاز به تغییر در رویکرد شهرسازی و نگاه به شهر به عنوان یک فضای انسانی است.

ضرورت برنامه‌ریزی راهبردی و هوشمند در مدیریت شهری

وی به اهمیت برنامه‌ریزی راهبردی و هوشمند در شهرسازی و مدیریت شهری اشاره کرد و گفت: شهرها باید از برنامه‌ریزی‌هایی استفاده کنند که بتوانند منابع انسانی، مالی و محیطی را به شکلی هدفمند و کارآمد به کار گیرند.

براتی تاکید کرد: در بسیاری از مواقع، برنامه‌های موجود در شهرسازی بیشتر به دنبال حل مشکلات به صورت مقطعی و موقتی هستند، بدون اینکه به دنبال راه‌حل‌های بلندمدت و پایدار باشند.

وی گفت: در بسیاری از این شهرها، برنامه‌ریزی و مدیریت شهری مبتنی بر مشارکت عمومی و برنامه‌ریزی راهبردی است که در آن از ظرفیت‌های مختلف به نحو احسن استفاده می‌شود.

این شهرها برای انسان‌ها نیستند! نگاهی انتقادی به سیاست‌های بازآفرینی

ضرورت تغییر نگاه فرهنگی در شهرسازی

این دانشیار گروه شهرسازی با اشاره به لزوم تغییر نگاه فرهنگی در حوزه شهرسازی افزود: بسیاری از طرح‌های شهری، فرهنگ به عنوان یک عنصر جانبی دیده می‌شود و بیشتر بر جنبه‌های کالبدی و فیزیکی شهر تاکید می‌شود. در حالی که باید به فرهنگ شهروندی و نیازهای انسانی در این طرح‌ها توجه بیشتری شود.

وی تاکید کرد: اگر شهرها را به عنوان یک فضای فرهنگی و انسانی طراحی کنیم، بسیاری از مشکلات موجود در زندگی شهری حل خواهند شد. ضمن اینکه شهرها باید به محیطی امن، آرام و جذاب برای زندگی تبدیل شوند و در این راستا، نیاز است که از فناوری‌های نوین و روش‌های مدیریتی هوشمند برای طراحی و اجرای طرح‌های شهری استفاده شود.

وی بر اهمیت توجه به نیازهای واقعی شهروندان، مشارکت عمومی در فرآیندهای برنامه‌ریزی، و استفاده از فناوری‌های روز در طراحی شهری تاکید کرد و افزود: به جای تکیه بر طرح‌های جامع و سنتی، باید به سمت توسعه برنامه‌ریزی‌های استراتژیک و هوشمند حرکت کرد تا بتوان به شکل مؤثرتری به چالش‌های شهری پاسخ داد.

نادیده‌گرفتن ساختار مالکیت؛ بزرگ‌ترین ضعف در بازآفرینی بافت‌های ناکارآمد

سهراب مشهودی، معمار و مدرس دانشگاه در گفت‌وگو با خبرنگار مهر به ابرچالش دیگر حوزه شهرسازی کشور پرداخت و اظهار کرد: ما در مجموع چهار نوع بافت شهری داریم: نخست، بافت‌های تاریخی که حفظ هویت و ارزش‌های فرهنگی آن‌ها از اهمیت بالایی برخوردار است. دوم، بافت‌های ارزشمند معاصر که به‌مرور کهنه شده‌اند و باید بازسازی شوند به‌گونه‌ای که ارزشمندی آن‌ها در فرآیند نوسازی از بین نرود. سوم، بافت‌های مسکونی که پیش‌تر محل سکونت اقشار پردرآمد بوده و اکنون به دلیل تغییرات اجتماعی و اقتصادی، به اقشار کم‌درآمد واگذار شده است. چهارم، شهرک‌های مردم‌ساخت که به‌دلیل ناتوانی دولت در تأمین نیازهای مسکونی شکل گرفته‌اند و امروز به‌عنوان سکونتگاه‌های رسمی شناخته می‌شوند.

وی تأکید کرد: در تعریف رایج بافت ناکارآمد شهری، اغلب تمرکز بر ساختمان‌های فرسوده و خطرآفرین است و به ارزش‌های اجتماعی، فرهنگی و کالبدی بافت توجه کافی نمی‌شود.

او گفت: «آنچه در طرح‌های بازآفرینی به‌عنوان بافت ناکارآمد معرفی می‌شود، عمدتاً بر اساس کیفیت پایین ساختمان‌ها تعیین شده است. این در حالی است که بسیاری از این بافت‌ها ارزشمند هستند و نادیده گرفتن این ارزش‌ها در بازآفرینی موجب تخریب هویت تاریخی و اجتماعی آن‌ها می‌شود.

این شهرها برای انسان‌ها نیستند! نگاهی انتقادی به سیاست‌های بازآفرینی

مشکلات سیاست‌های کنونی بازآفرینی شهری

این معمار ملی با انتقاد از سیاست‌های فعلی بازآفرینی شهری اظهار کرد: یکی از مشکلات اساسی در این طرح‌ها، نادیده گرفتن ساختار مالکیتی در بافت‌های ناکارآمد است. سیاست‌گذاران تصور می‌کنند که بیشتر ساکنان این بافت‌ها مالک نیستند و یا به‌صورت غیررسمی سکونت دارند. در نتیجه، افزایش قیمت املاک و اجاره‌بها پس از اجرای طرح‌های بازآفرینی موجب می‌شود که اقشار کم‌درآمد توانایی ادامه سکونت در این مناطق را نداشته باشند و به مناطق حاشیه‌ای رانده شوند.

وی افزود: بازآفرینی شهری، به‌ویژه در بافت‌های فرسوده، باید با در نظر گرفتن نیازهای واقعی ساکنان صورت گیرد. در بسیاری از موارد، این طرح‌ها بدون توجه به شرایط اقشار کم‌درآمد و وضعیت مالکیت آن‌ها اجرا می‌شود و این مسئله به جابه‌جایی اجباری ساکنان و تشدید حاشیه‌نشینی منجر می‌شود. متأسفانه، هدف اصلی بازآفرینی در بسیاری از موارد از بهبود کیفیت زندگی مردم به تغییر کالبدی بافت‌ها تغییر یافته است.

ضرورت بازنگری در رویکرد بازآفرینی شهری

مشهودی تأکید کرد: حضور اقشار کم‌درآمد در بافت‌های شهری، تهدید نیست بلکه فرصتی برای توسعه اجتماعی و اقتصادی است. همچنین برای دستیابی به بازآفرینی موفق، باید رویکردها از نوسازی کالبدی به سمت بهبود خدمات و کیفیت زندگی تغییر یابد. افزایش هزینه‌های زندگی در اثر بازآفرینی نباید به‌گونه‌ای باشد که اقشار آسیب‌پذیر توانایی پرداخت اجاره یا هزینه‌های مسکن را از دست بدهند.

وی با ارائه نمونه‌هایی از خدمات اجتماعی در گذشته، به لزوم بازنگری در سیاست‌های بازآفرینی اشاره کرد و گفت: در دهه‌های گذشته، ایجاد امکاناتی مانند حمام‌های عمومی یا مهدکودک در محلات فرسوده بخشی از برنامه‌ریزی شهری بود. اما امروز این نگاه تغییر کرده و تمرکز صرفاً بر تغییر کالبدی بافت است. بازآفرینی باید بر اساس نیازهای واقعی ساکنان طراحی شود، نه بر اساس اهداف توسعه صرفاً کالبدی.

سکونتگاه‌های مردم‌ساخت و چالش خدمات‌رسانی

این معمار با اشاره به شهرک‌های مردم‌ساخت که به‌عنوان سکونتگاه‌های رسمی شناخته می‌شوند، اظهار کرد: سیاست‌هایی که برای کاهش سکونتگاه‌های غیررسمی تدوین شده‌اند، اغلب ناکارآمد هستند. شهرداری‌ها وظیفه دارند که این مناطق را به خدمات عمومی مناسب مجهز کنند، اما در عمل این اتفاق نمی‌افتد. یکی از راه‌حل‌ها، ارائه سند مالکیت به ساکنان این سکونتگاه‌ها است تا امکان برنامه‌ریزی و خدمات‌رسانی بهتری فراهم شود.

وی با تأکید بر لزوم ارائه خدمات به ساکنان سکونتگاه‌های غیررسمی افزود: «جمعیت این مناطق به‌دلیل کمبود سیاست‌های حمایتی و برنامه‌ریزی شهری در حال افزایش است. ما باید به‌جای نگاه غیررسمی به این مناطق، آن‌ها را به‌عنوان بخشی از ساختار شهری بپذیریم و خدمات‌رسانی مناسب به آن‌ها ارائه کنیم.

لزوم اجرای سیاست‌های آمایش سرزمین

مشهودی به نقش سیاست‌های آمایش سرزمین در مدیریت بحران‌های ناشی از جابه‌جایی جمعیت اشاره کرد و گفت: هیچ‌کس به‌دلیل تفریح، مهاجرت نمی‌کند. جابه‌جایی‌های اجباری اغلب ناشی از فشارهای اقتصادی و کمبود امکانات است. وظیفه دولت طبق قانون اساسی، تأمین وسایل سکونت مناسب برای شهروندان است، اما در عمل، سیاست‌ها در جهت عکس این تعهد عمل می‌کنند. عدم اجرای طرح‌های آمایش سرزمین یکی از مهم‌ترین دلایل رشد حاشیه‌نشینی و افزایش سکونتگاه‌های غیررسمی است.

وی بر ضرورت تغییر رویکرد در بازآفرینی شهری تأکید کرد و افزود: بازآفرینی نباید صرفاً به تغییرات کالبدی محدود شود. هدف اصلی این طرح‌ها باید بهبود کیفیت زندگی و ایجاد محیطی کارآمدتر برای ساکنان باشد. بازنگری در سیاست‌های بازآفرینی و تمرکز بر خدمات‌رسانی و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر، کلید موفقیت در این زمینه است.

این شهرها برای انسان‌ها نیستند! نگاهی انتقادی به سیاست‌های بازآفرینی

حال چه باید کرد؟

از مباحث مطرح شده توسط کارشناسان می‌توان این استنباط را کرد شهرسازی باید از یک رویکرد کالبدی و سنتی به انسان‌محور، هوشمند و پایدار تغییر کند تا شهرها واقعاً برای انسان‌ها طراحی شوند که محقق شدن این امر نیازمند چهار عامل اساسی زیر است:

شهرها باید فضاهای انسانی، امن، آرام و جذاب باشند، نه فقط مجموعه‌ای از ساختمان و خیابان.

انسان‌محوری، عدالت اجتماعی، پایداری و مشارکت باید در هسته برنامه‌ریزی شهری قرار گیرند.

تغییر فرهنگی در حوزه شهرسازی، از جایگاه فرهنگ و نیازهای شهروندان، ضروری است.

بازآفرینی باید بر بهبود کیفیت زندگی و حفظ هویت اجتماعی تمرکز کند، نه صرفاً تغییر ظاهری.

کد خبر 6722173

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.
  • captcha